السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
532
تفسير الميزان ( فارسي )
از همين جا معلوم مىشود كه در حقيقت ، قوم صالح سه فريق شدند : فريقى از آنان از ايمان به خدا استكبار ورزيدند ، فريق دوم طايفه اى از مستضعفين ، كه پيرو همان مستكبرين شدند ، طايفه سوم ، يك دسته از مستضعفين كه به وى ايمان آوردند . * ( « قالَ يا قَوْمِ لِمَ تَسْتَعْجِلُونَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ . . . » ) * معناى « استعجال به سيئه قبل از حسنه » ، اين است كه : قبل از رحمت الهى كه سببش ايمان و استغفار است به درخواست عذاب مبادرت كنند . و با اين معنا روشن مىشود كه صالح اين توبيخ را وقتى كرد كه ايشان ناقه را كشته و به وى گفته بودند : « يا صالِحُ ائْتِنا بِما تَعِدُنا إِنْ كُنْتَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ » « 1 » . بنا بر اين ، جمله * ( « لَوْ لا تَسْتَغْفِرُونَ اللَّه لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ » ) * تحريك و تشويق به ايمان و توبه است ، تا شايد خدا به ايشان رحم كند و عذابى كه به ايشان وعده داده به وعده اى كه دروغ نمىشود از آنان بر دارد . * ( « قالُوا اطَّيَّرْنا بِكَ وَبِمَنْ مَعَكَ قالَ طائِرُكُمْ عِنْدَ اللَّه بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ تُفْتَنُونَ » ) * كلمه : « اطيرنا » در اصل « تطيرنا » بوده ، كه صيغه متكلم مع الغير از باب تفعل است ، كه مصدرش تطير مىشود و تطير به معناى فال بد زدن به چيزى و شوم دانستن آن است ، خواهى پرسيد ، ثلاثى مجرد آن « طير » است كه به معناى مرغ است ، پس چرا در باب تفعل معناى فال بد زدن را مىدهد ؟ در جواب مىگوييم : چون مردم غالبا با مرغ فال مىزدند و لذا شوم دانستن چيزى را تطير خواندند و همچنين به طورى كه گفتهاند بهره هر كسى را از شر ، طائر او ناميدند . پس اينكه مردم به صالح خطاب كردند كه « ما به تو تطير مىزنيم و به هر كس كه با توست » معنايش اين است كه : تو و هم مسلكانت را شوم مىدانيم ، چون مىبينيم از روزى كه تو قيام به دعوت خود كردى ما گرفتار محنتها و بلاها شديم ، پس هرگز به تو ايمان نمىآوريم . صالح در پاسخ تطير آنان فرمود : « طائرتان نزد خداست » يعنى بهره تان از شر ، و آن عذابى كه اعمال شما مستوجب آن است نزد خداست .
--> ( 1 ) اى صالح اگر راست مىگويى بياور آن عذابى را كه ما را بدان تهديد مىكنى . سوره اعراف ، آيه 77 .